از بنگاه‌های خلوت تا رؤیاهای متری؛ چرا بازار به آپارتمان‌های ۳۰ متری نیاز دارد؟

کد خبر: 1198
زمان انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۷ بعد از ظهر

پشت شیشه یکی از آژانس‌های املاک در مرکز تهران، زوج جوانی ایستاده‌اند و با انگشت، ردیف طولانی فایل‌های اجاره را بالا و پایین می‌کنند. هیچ عددی با بودجه‌شان جور درنمی‌آید. متراژها از ۷۵ و ۸۵ متر شروع می‌شود با اعدادی نجومی برای ودیعه و اجاره ماهانه. مشاور املاک بدون تعارف می‌گوید: «دنبال واحد کوچیک نگردید، سازنده‌ها چند ساله فقط بزرگ‌متراژ می‌سازن، چون سودش تو متراژ بالاست.»

به گزارش پارس قلم، این تصویر، روایت روزمره صدها هزار زوج جوانی است که در آغاز زندگی مشترک با یک واقعیت تلخ روبه‌رو می‌شوند: شکاف عمیق میان الگوی ساخت‌وساز در ایران و توان مالی واقعی نسل جدید.

بازار مسکن سال‌هاست در یک پارادوکس گیر کرده است. از یک‌سو، میانگین جمعیت خانوارها کوچک‌تر شده و سن ازدواج بالا رفته؛ از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران و انبوه‌سازان همچنان بر ساخت آپارتمان‌های لوکس و متراژ بالا اصرار دارند؛ واحدهایی که سال‌ها خالی می‌مانند یا دست‌به‌دست بین دلالان می‌چرخند، اما به دست مصرف‌کننده واقعی نمی‌رسند.

اینجاست که کارشناسان شهری روی مفهومی دست می‌گذارند که در دنیا سال‌ها پیش امتحانش را پس داده: «مسکن اقتصادی» یا ریزآپارتمان‌های کارآمد در تیراژ انبوه.

برخلاف ذهنیت سنتی که خانه کوچک را معادل فقر یا افت کیفیت زندگی می‌داند، مسکن اقتصادی در معماری مدرن معنای دیگری دارد. صحبت از واحدهای ۲۵ تا ۴۵ متری است که با طراحی هوشمند، مبلمان تاشو و فضاهای خدماتی مشترک نظیر سالن رختشوی‌خانه، فضای کار اشتراکی و سالن ورزش در طبقات پایین ساختمان تجهیز می‌شوند. زوج جوان در این مدل، بهای دیوارهای اضافی و فضاهای بلااستفاده را پرداخت نمی‌کند، اما سقفی مطمئن و باکیفیت برای شروع زندگی خود در اختیار دارد.

اما چرا کلید موفقیت این طرح در «تولید انبوه صنعتی» است؟

اگر قرار باشد واحدهای کوچک به‌صورت تک‌سازی و با روش‌های سنتی بنایی ساخته شوند، هزینه سرانه ساخت کاهش چندانی پیدا نمی‌کند. مسکن اقتصادی تنها زمانی ارزان تمام می‌شود که در کارخانه‌های قطعات پیش‌ساخته، در تیراژ ده‌ها هزار واحدی و در خطوط تولید صنعتی ساخته و در محل مونتاژ شود. این یعنی کوتاه‌شدن زمان تحویل از دو سال به شش ماه؛ یعنی خنثی‌کردن بخش بزرگی از تورم سالانه مصالح و دستمزد.

البته این مسیر با دو مانع جدی روبه‌روست: نخست، ضوابط قدیمی شهرداری‌ها که صدور پروانه برای متراژهای زیر ۵۰ یا ۶۰ متر را در بسیاری از مناطق شهری قفل کرده‌اند؛ و دوم، مقاومت فرهنگی بازاری که هنوز مسکن را بر اساس ابعاد سنتی ارزش‌گذاری می‌کند.

واقعیت این است که برای زوج‌های دهه هفتادی و هشتادی، انتخاب بین آپارتمان ۱۰۰ متری و ۳۰ متری نیست؛ انتخاب بین «داشتن یک سرپناه مستقل و اقتصادی» یا «عقب‌نشینی اجباری به حاشیه شهرها و انصراف از ازدواج» است. آزادسازی حریم ساخت متراژهای کوچک و هدایت تسهیلات ارزان‌قیمت به خطوط انبوه‌سازی صنعتی، شاید تنها راهی باشد که قفل خانه اول را برای نسل جوان باز کند.

پیمان درخشان نسب

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات