بمب‌های ساعتی زیر پوست پایتخت؛ وقتی تهران روی لبه فاجعه نفس می‌کشد

کد خبر: 1203
زمان انتشار: ۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۸ بعد از ظهر

اگر در ساعت اوج شلوغی، سری به راسته خیابان جمهوری، بازار بزرگ، یا حتی برخی مجتمع‌های درمانی و تجاری پرتردد در شمال و غرب تهران بزنید، در نگاه اول با جریان پرحرارت زندگی و دادوستد روبه‌رو می‌شوید؛ اما پشت این هیاهو، سازه‌هایی با اسکلت‌های خسته، سیم‌کشی‌های فرسوده و انبارهای فاقد هرگونه سیستم اطفا حریق نفس می‌کشند؛ سازه‌هایی که با هر استانداردی، چیزی جز «بمب‌های ساعتی آماده انفجار» نیستند.

به گزارش پارس قلم، داستان ساختمان‌های ناایمن تهران، روایتی تکراری اما همواره دلهره‌آور است. از دی‌ماه ۱۳۹۵ و فروریختن ناگهانی پلاسکو گرفته تا فاجعه کلینیک سینا اطهر و هشدارهای پس از متروپل، افکار عمومی بارها تکان خورده، اما پس از فروکش کردن موج‌های خبری، این غول‌های فرسوده همچنان در قلب شهر به حیات پرخطر خود ادامه داده‌اند.

بر اساس ارزیابی‌های سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران، پایتخت میزبان ده‌ها ساختمان با وضعیت «بحرانی و بسیار پرخطر» و هزاران بنا در رده‌های «پرخطر و نیازمند مقاوم‌سازی» است. نکته هشداردهنده اینجاست که این ناایمنی صرفاً به پاساژهای قدیمی ۵۰ ساله در بافت سنتی خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از این سازه‌ها شامل بیمارستان‌ها، مجتمع‌های مسکونی پرتراکم، مراکز خرید مدرن و حتی ساختمان‌های اداری دولتی هستند که روزانه ده‌ها هزار شهروند در آن‌ها تردد می‌کنند.

ریشه تبدیل این ساختمان‌ها به یک بحران شهری چندوجهی است:

۱. بن‌بست حقوقی و خلأ ضمانت اجرایی:

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مدیریت شهری، کمبود اختیارات قانونی قاطع برای پلمب یا تخریب این بناهاست. شهرداری و آتش‌نشانی تنها ابزار اخطار و معرفی به مراجع قضایی را دارند. در بسیاری از موارد، تعارض منافع میان مالکان، مستأجران سرقفلی‌دار و هیئت‌های امنا باعث می‌شود که اخطارهای ایمنی ماه‌ها و سال‌ها در راهروهای دادگاه‌ها و کمیسیون‌های مربوطه خاک بخورند.

۲. تراکم جمعیت و معابر غیرقابل دسترسی:

فاجعه فقط در نقص فنی خود ساختمان نیست؛ در بافت‌های تاریخی و مرکزی تهران، اکثر این ساختمان‌ها در کوچه‌ها و گذرهایی قرار گرفته‌اند که حتی یک خودروی سنگین آتش‌نشانی یا نردبان هیدرولیک امکان ورود، مانور یا استقرار در آن‌ها را ندارد. در صورت وقوع یک آتش‌سوزی گسترده یا حادثه سازه‌ای، زمان طلایی امدادرسانی پیش از رسیدن نیروها به صحنه به پایان می‌رسد.

۳. هم‌پوشانی با خطر زلزله و فرونشست:

قرارگیری تهران روی گسل‌های فعال ری، مشاء و شمال تهران و تشدید پدیده فرونشست زمین در دشت‌های جنوب و جنوب‌غرب شهر، خطر این سازه‌ها را چند برابر کرده است. ساختمانی که استانداردهای ایمنی آتش‌نشانی یا باربری سازه را پاس نکرده، در برابر یک زمین‌لرزه متوسط حتی فرصت تخلیه به ساکنانش نخواهد داد.

چه باید کرد؟

تجربه جهانی نشان می‌دهد ایمن‌سازی شهری تنها با صدور اخطارنامه‌های اداری محقق نمی‌شود. حل این بحران نیازمند یک اراده حاکمیتی فرابخشی است: اعطای اختیارات قضایی صریح و بازدارنده به نهادهای نظارتی، شفاف‌سازی عمومی فهرست ساختمان‌های پرخطر برای اطلاع شهروندان، و ارائه بسته‌های تشویقی و تسهیلاتی برای نوسازی و جابه‌جایی کسب‌وکارها از کانون‌های پرخطر.

تهران امروز در آزمون زمان گرفتار شده است؛ شهری که اگر برای مهار این سازه‌های لرزان تدبیر عاجلی نیندیشد، هزینه آن را نه با اعداد و بودجه‌های بازسازی، بلکه با جان شهروندانش پرداخت خواهد کرد.

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات